معرفی کتاب

بنام خداوندی که همین نزدیکیهاست ...

والدین عزیز               سلام

بی مقدمه :

زمانی که نوجوانی بیش نبودم با پدرم درصف خردید بلیط سیرک ایستاده

بودیم .پس ازانتظار زیاد ،تنها

یک خانواده با بین ما وباجه بلیط فروشی قرارداشت . این خانواده تأثیری بس شگرف برمن گذاشت .

هشت تا بچه قد ونیم قدکه سنشان به احتمال قوی کمتر از دوازده سال بود،کنار هم ایستاده بودند . از سر

ووضعشان معلوم بودکه وضع مالی خوبی ندارند . لباسهایشان گران قیمت نبود ،اما روی هم رفته تمیزو مرتب بود. بچه ها خوش رفتار ومؤدب بودند.همه پشت سر پدرو مادرشان در حالیکه دوبدو دست همدیگر را گرفته بودند مرتب ومنظم توی صف انتظار میکشیدند .آنان هیجان زده درباره دلقک ها ،فیل ها ودیگر اعمالی که قرار بود آن شب ببینند صحبت میکردند . ازحرفهایشان هم معلوم بود که نخستین بار است که به تماشای سیرک میروند و اینکه این حادثه بزرگترین حادثه دوران کودکی و نوجوانیشان محسوب خواهد شد .پدرو مادرسر صف ،مغرور و سر بلند ایستاده بودند . مادر دست پدر را گرفته بود

ومطمئن رو به بالا مینگریست .بلیط فروش از پدر پرسید که چند تا بلیط میخواهد؟ و پدر با غرورهرچه تمامتر چاسخ داد:هشت تا بلیط مخصوص کودکان و دوتا مخصوص بزرگسالان. بلیط فروش جمع قیمت

بلیط ها را اعلام کرد. همسر دست از دست شوهرش بیرون کشید و سرش را پایین انداخت .لبان مرد شروع به لرزیدن کرد سپس او کمی به طرف باجه خم شد و پرسید گفتید چقدر شد؟

بلیط فروش مجددا جمع قیمت بلیط ها را اعلام کرد .مرد پول کافی برای خرید بلیط نداشت .خدایا حالا او چگونه برگشته وبه هشت بچه قدونیم قدش  میگوید که پول کافی برای خرید بلیط وبردن آنان به سیرک را ندارد؟پدرم با دیدن این منظره دست به جیب برد،یک اسکناس 20 دلاری بیزون آورد و آن را ردی زمین انداخت (ما به معنا خاص کلمه هیچ وقت ثروتمند نبودیم )سپس پدرم خم شد،اسکناس را برداشت ،چند ضربه آهسته به شانه مرد زد و گفت :ببخشید آقا این اسکناس از جیب شما افتاد روی زمین .

مرد به آنچه در حال وقوع بود کاملا واقف بود . اودست گدایی به طرف کسی دراز نکرده بوداما مطمئنا دست کمک هرفردی را در آن وضعیت اندوه بار وخجل کننده می پذیرفت .او مستقیما به چشمان پدرم نگریست . دست پدرم را درمیان دستانش گرفت ،اسکناس را محکم بین دستان پدرم چلاند و با لبانی لرزان ودر حالیکه قطره اشکی از روی گونه هایش پایین میغلتید ، پاسخ داد :متشکرم ،متشکرم قربان این کار شما برای من وخانواده ام خیلی ارزش داره .

من وپدرم برگشتیم ،سوارماشین شدیم وبطرف خانه رفتیم .ماآن شب به سیرک نرفتیم "اما چیزی را هم از دست ندادیم "

نکاتی درشناخت دنیای  دختران وپسران :                "بیشتر به او نزدیک شوید "

وقتی که یک کودک دچار اضطراب و ناراحتی می شود به اطمینان دوباره بزرگسالانی که به انها وابسته است بیشتر نیاز دارد اما اگر والدین احساس عصبانیت یا نا امیدی کنند به احتمال زیاد بجای اینکه نزدیک تر شوند، گوشه گیری میکنند . بچه ها خود را از طریق روابط کلیدی خود با دوستان ،خانواده و مربیان دلسوز پیدا میکنند . اگر این پشتیبانی ها درزمان نیاز یک کودک حذف شود او حتی بصورت عمیق تری احساس تردید نسبت به خویش خواهد کرد .او نه تنها اعتمادش را ازدست میدهد وهویتش زیر سؤال میرود بلکه با تغییر رفتار کسانی که حامی اش هستند ،احساس آشفتگی و پریشانی خواهد کرد .

تمام تغییرات برای بچه ها پر اضطراب هستند . در زمان تغییرات یا سختی ها سعی کنید به کودک نزدیک شوید و بیشتر در کنار او باشید .

***پدر و مادر عزیز:

تغییراتی که می توانند فرزندتان را ناراحت کنند عبارتند از :تغییر خانه ،تغییرمدرسه،بیماری اعضای خانوانواده ،داغداری ،رابطه جدید ویا مشکلات ناشی از روابط فعلی شما .

- شما میتوانید براساس سن فرزندانتان به شکلهای زیر به آنها نزدیک شوید :ماندن در کنار او زمانی که حمام میکند . نشستن روی رختخوابش در هنگام خواب . نشستن در کنار اوموقعی که تلویزیون تماشا میکند . کمک کردن به او در پیاده یا سوار شدن از اتومبیل و گپ زدن با اوهنگام رانندگی.

***مربیان عزیز:

زمانی را با او در گوشه خلوت کلاس سپری کنید .

- از او بخواهید شما را در انجام وظایف یاری کند.

زمانی را به گفتگوهای کوتاه خصوصی اختصاص دهید.

-دائما به او یادآوری کنید که میتواند حرفهایش را به شما بزند یا افراد دیگری را شامل دوستان ،والدین مربیان و یا همراهان به او پیشنهاد کنید .

**فعالیت های این ماه مرکز پیرامون موضوع محیط زیست است که توضیحات تکمیلی را در یا دداشت هفته پیش میتوانید مطالعه کنید

و در پایان ترجیح میدهم یادداشت این هفته را با کلام مولا به اتمام برسانم .کسی که خودش ،خودش را

اینگونه معرفی میکند :

ای سپیدی ها و نیزه های نور که طلیعه صبح وپیام آور روز هستید ،شما هرگز نتوانستید پیش از علی بیدار شوید ....

فرزندم بدان که روزی و قسمت بر دوگونه است :قسمت وبهره ای که تو آن را میجویی و روزی و رزقی که آن ، ترا میجوید و اگر روی از آن برگیری بسوی تو می آید .

سررشته تمام کارها وجملگی تمام احسان وبخشش ها بدست خداست . از این رو به هنگام تنگد ستی و احتیاج و نیاز ، فروتنی و در وقت بی نیازی ستمگری کردن ،کارهایی بس نکوهیده و زشت ومذموم است .جای انکار نیست که بهره تو در دنیای به قدری است که برای توشه آخرت ،چند روزه عمر را بگذرانی .

اگر قرار است برچیزی که از دستت رفته زاری کنی ،پس برای آنچه که به تو نرسیده گریه مکن . تو نباید همچون کسانی باشی که تا به رنج و آزارشان نکوشند ،پند و اندرز در آنها مؤثر نیفتد . چون خردمند به دانش و ادب پند می آموزدو چهار پای نادان ،جز به ضربت تازیانه و چوب ،آموخته نگردد.

                                                                        یا علی

 

Template Design:Dima Group

Back to Top