معرفی کتاب

رونمایی از کتاب

رونمایی از کتاب

چهارشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۳

خانواده؛ از پرورش هوش هيجاني غافل نشوید

 والديني كه هوش هيجاني را با كودكانشان تمرين مي‌كنند و به عمل درمی‌آورند، پسران و دختراني بزرگ مي‌كنند كه شادتر هستند، سازگاري اجتماعي بيشتري دارند، نمره‌هاي بهتري مي‌آورند و در بزرگ‌سالی موفقيت‌هاي حرفه‌اي بيشتري كسب مي‌كنند

 

هيجان‌ها بخش اعظمي از زندگي را در برمی‌گیرند. حضور مستقيم و غيرمستقيم هيجان‌ها را مي‌توان در استدلال و عقلانيت مشاهده كرد. بي‌اعتنايي به هيجان‌ها، عدم ‌مديريت آن‌ها و مسامحه در بيان آن‌ها مي‌تواند هزينه‌هاي گزافي را براي انسان در پی داشته باشد. پژوهش‌هاي نوين نشان مي‌دهند كه فقدان هوش هيجاني مي‌تواند آثار مخربي را در زمينه‌هاي فردي و اجتماعي ايجاد ‌كند و برعكس، تحصيل و تقويت آن، زمينه‌ساز موفقيت‌هاي بزرگ خواهد بود. آموزش هوش هيجاني مي‌تواند بستر مناسبي براي اعتلاي فردي و اجتماعي در حوزه‌هاي مختلف و متنوع فرهنگ فراهم آورد.

مفهوم هوش هيجاني، يعني «شناخت و پردازش صحيح عواطف خود و ديگران به‌نحوی‌که بتوانيم بر پايه آن، رفتاري مبتني بر اخلاق، وجدان جمعي و معنويت داشته باشيم»

زندگيِ بدون شور و احساسات، به زمين باير سنگيني مي‌ماند كه سرشار از بي‌حاصلي است و از غناي زندگي بريده و مجزا شده است؛ اما ازنظر ارسطو آني كه مطلوب است، احساس مناسب است؛ يعني احساسي كه با موقعيت تناسب دارد. هرگاه احساس‌ها به‌شدت فرونشانده شوند، كسالت و فاصله ايجاد مي‌كنند و هرگاه از كنترل خارج شوند؛ يعني شديد و دیرپا باشند، مرضي مي‌شوند.

شواهد بسياري ثابت مي‌كنند افرادي كه مهارت هيجاني دارند در هر حيطه‌اي از زندگي ممتازند؛ خواه در روابط عاطفي و صميمانه، خواه در فهم قواعد ناگفته‌اي كه در خط‌مشی سازماني به پيشرفت مي‌انجامد و چه در آموزش، تربيت فرزند و مسائل خانواده و چه در بخش سلامت روان و شخصيت.

هوش هيجاني به‌عنوان يك پديده موردتوجه، نه‌تنها جنبه تئوريك روان‌شناختي دارد، بلكه با ارتقاي آن در ميدان عمل مي‌توان پاسخ‌هاي مناسبي براي بسياري از مشكلات نهفته زندگي يافت. اگر انسان از هوش هيجاني بالايي بهره‌مند باشد، مي‌تواند با چالش‌هاي زندگي فردي و اجتماعي خود، بهتر سازگار شود و هيجان‌هاي خود را به‌گونه‌ای مؤثر مديريت كند و درنتیجه، زمينه افزايش سلامت جسم و روان خود را فراهم آورد.

جان گاتمن روانشناس معروف حوزه هوش هیجانی به همراه گروهش با زير نظر گرفتن تنها پنج دقيقه از صحبت‌هاي يك زوج و اينكه آن‌ها چگونه مخالفت‌هاي خود را ابراز مي‌كنند، حدس مي‌زدند كه اين زوج در آينده، طلاق خواهند گرفت يا نه؟ دقت يافته‌هاي گاتمن و همكارانش 93 درصد بود. بعضي از اين زوج‌ها تا چهارده سال زير نظر او و گروهش بودند و پيش‌بيني آن‌ها درست درآمده بود. اين پژوهش نشان مي‌دهد كه تعداد مخالفت‌هاي يك زوج مهم نيست، بلكه تلاشي كه هردوی آن‌ها براي حل مشكل به‌صورت دوستانه به كار مي‌برند و تغيير وضعيت كه بر موفقيت رابطه آن‌ها تأثير مي‌گذارد، مهم است. زماني گفته مي‌شود كه رابطه، ازلحاظ هوش هيجاني، در سطح بالايي قرار دارد كه زن و شوهر انرژي خود را براي تعمير اختلاف‌ها و اصلاح و تقويت شباهت‌ها صرف كنند. تعمير، يعني نشان دادن عشق و محبت زن و شوهر به يكديگر بدون توجه به تعارض و كشمكشي كه دارند. تعميرات، بيانگر اين واقعيت هستند كه از مهارت‌هاي هوش هيجاني در درون رابطه، استفاده مي‌‌شود. تعمير، يعني پشت سر گذاشتن خشم، خشونت و دشمني با همسر. اولين اميد به تعمير موفق، از خودآگاهی فرد ريشه مي‌گيرد.

پژوهش انجام‌شده در دانشگاه اِموري نشان داد كه هوش هيجاني كودك، محصول نمايش مهارت‌هاي هوش هيجاني والدين است و نه تجربه‌ شخصي آن‌ها از استرس هيجاني. كودكان، مهارت‌هاي هوش هيجاني را از والدين خود ياد مي‌گيرند. اگر آن‌ها الگو و مثال والدين خود را نداشته باشند، در حقيقت، بهترين منبع يادگيري را از دست خواهند داد. والديني كه هوش هيجاني را با كودكانشان تمرين مي‌كنند و به عمل درمی‌آورند، پسران و دختراني بزرگ مي‌كنند كه شادتر هستند، سازگاري اجتماعي بيشتري دارند، نمره‌هاي بهتري مي‌آورند و در بزرگ‌سالی موفقيت‌هاي حرفه‌اي بيشتري كسب مي‌كنند. بچه‌هايي كه مهارت‌هاي هوش هيجاني خود را افزايش مي‌دهند، ميزان مکتب گریزی، تنبلي و رفتار بزهكارانه خود را كاهش مي‌دهند. كودك از هر جا كه شروع كند، افزايش هوش هيجاني او باعث خواهد شد تا روابطش با هم‌كلاسي‌هايش بهبود يابد. اگر ازنظر هوش هيجاني الگوي فرزندان باشيد، آن‌ها مهارت‌هاي موردنیاز خود را براي كنار آمدن با ديگران رشد خواهند داد و موفقيت بيشتري را تجربه خواهند كرد؛ موفقيتي كه در بزرگ‌سالی نیز ادامه خواهد داشت.

در جوامع دموكراتيك، تربيت فرزنداني خوشبخت، مهم‌ترين مسئوليت والدين به شمار مي‌رود. براي خوشبختي كودك، عاملي حياتي‌تر از پدر و مادري خوشبخت وجود ندارد و براي موفقيت جامعه‌اي دموكراتيك، عاملي حياتي‌تر از وجود شهرونداني خوشبخت نمي‌توان يافت. كودكان خوشبخت در آينده به شهرونداني خوب بدل مي‌شوند، چراکه هرگز به رفتارهاي ضداجتماعي‌ كه موجب تخريب جامعه مي‌شود، روي نخواهند آورد.

Template Design:Dima Group

Back to Top