معرفی کتاب

 مهارت‌های زندگی، ضرورت دنیای امروز

 گویی دانش‌آموزان بیشتر نه برای زندگی کامروا و کامروایی در زندگی که برای عبور از آزمون‌های متعدد به تحصیل مشغول‌اند

همه ما در کارهای روزانه شاهد انزوا و تنهایی ناشی از رفتار غیر جرئت‌مندانه لطمه‌های شدید ناشی از عدم کنترل خشم و یا بحران‌های ناشی از نداشتن دوست یا عوارض حاصل از دوستی‌های نامناسب بوده‌ایم. شاید در دهه‌های گذشته به دلیل ساده‌تر بودن و پیش‌بینی‌پذیر بودن زندگی اجتماعی (کارآمدی الگوپذیری از والدین و حتی نسل‌های قبل‌تر از آن) این مهارت‌ها به‌سادگی در طی رشد آموخته‌شده و نیازی به آموزش مستقیم آن‌ها احساس نمی‌شد؛ اما امروزه آموزش مستقیم مهارت‌های زندگی به‌عنوان بخش مهم و کلیدی در جامعه‌پذیری افراد در سراسر دنیا مطرح است.

 

سرعت و شتاب روزافزون از مشخصه‌های بارز تفاوت زندگی در شرایط امروز با گذشته است و توان تطابق با آن ‌یکی از مسائل مهم فراروی شهروندان در این پیوند است. دستیابی به این توان تطبیقی و همگامی با روند تغییرات پرشتاب اجتماعی، نیازمند تسلط به مهارت‌هایی است که به‌موازات نو شدن شتابان جامعه، در حال به‌روز شدن و تکامل باشند. ازجمله پیامدهای بحران تطابق مورد اشاره، پیامدهای روانی است که در قالب اضطراب روزافزون شبیه نوعی ترس از عقب ماندن یا رفتار انسان دائمن در حال رقابت، بروز و ظهور می‌یابد. در این بستر اجتماعی، هرکسی به طریقی در جست‌وجوی آرامش ازدست‌رفته خویش است. برخی نیز در این میان از طریق غیرعلمی و غیراصولی درصدد دستیابی به آرامش، برای رهایی از اضطراب فراگیر، با پاک کردن صورت‌مسئله، به مصرف مواد مخدر، داروهای روان‌گردان و مشروبات الکلی روی آورده و قدم در مسیر ویران‌گر اعتیاد می‌گذارند. در کنار عوامل متعدد دخیل در تطابق شهروندان با الزامات و اقتضائات زیست در دنیای پرشتاب کنونی، یادگیری موفقیت‌آمیز مهارت‌های زندگی، احساس یادگیرنده را در مورد دیگران تحت تأثیر قرار می‌دهد و موجب ارتقای توانایی‌های روانی- اجتماعی هم‌چون عزت‌نفس، ابراز وجود، مسئولیت‌پذیری و ارتباط مؤثر بین فردی می‌گردد. این توانایی‌ها فرد را برای مقابله مؤثر و پرداختن به کشمکش‌های زندگی یاری می‌بخشد و زمینه سلامت روانی را تأمین می‌نماید. یادگیری و تمرین مهارت‌های زندگی موجب تقویت یا تغییر در نگرش، ارزش و رفتار انسان می‌گردد و با پدید آمدن رفتارهای سالم و مثبت بسیاری از مشکلات قابل‌پیش‌گیری است. روانشناسان اجتماعی معتقدند اضطراب که عاملی مخرب و نابودکننده است، از طریق یادگیری و الگوبرداری آموخته می‌شود لذا می‌توان آن را به کمک روش‌های آموزشی و الگوبرداری کاهش داده و یا کنترل نمود. ازجمله این آموزش‌ها، آموزش مهارت‌های پایه زندگی است؛ بنابراین به کمک آموزش مهارت‌های زندگی می‌توان اضطراب و مؤلفه‌های آن را در همه افراد به‌خصوص دانش آموزان و نوجوانان تا حد قابل چشم‌گیری کاهش داده و کنترل نمود. هم‌چنین بر اساس شیوه‌های آموزش مهارت‌های زندگی می‌توان ابراز وجود که رفتاری مثبت است را در دانش آموزان ایجاد و افزایش داد. محققین، پژوهش‌های گوناگونی در رابطه با تأثیر این مهارت‌ها بر سلامت روان انجام داده و به این نتیجه رسیده‌اند که آموزش مهارت‌های زندگی در سنین مختلف به‌ویژه در نوجوانان مؤثر بوده و باعث تغییرات بنیادی در شخصیت آن‌ها می‌گردد.

دستیابی به این دانش و مهارت‌ها البته ازجمله کارکردهای نظام آموزشی مقدماتی هر کشور بوده و انتظار می‌رود فارغ‌التحصیلان نظام آموزشی مقدماتی طی دوران تحصیل به فراگیری مقدمات این امر نائل‌آمده و بعدها از طریق تلاش، تمرین و مطالعات شخصی آن را تکمیل و به‌روز کنند. در نظام آموزشی ایران نیز آموزش مهارت‌های زندگی به دانش آموزان به‌طور صریح و یا ضمنی جزو اهداف آرمانی تعلیم و تربیت یا حتی دروس خاص در دوره‌های گوناگون تحصیلی ذکرشده است. متأسفانه تحقیقات متعدد نشان می‌دهد به‌رغم بسیاری توانمندی‌ها، نقدهایی به‌نظام آموزشی فعلی در کشور ما وارد است؛ مثلن به‌جای تقویت بیشتر مهارت‌های اساسی زندگی، مهارت تست‌زنی و عبور از آزمون‌های مربوطه بیشتر در دانش‌آموزان مقاطع تحصیلات مقدماتی در پی تقویت است. گویی دانش‌آموزان بیشتر نه برای زندگی کامروا و کامروایی در زندگی که برای عبور از آزمون‌های متعدد به تحصیل مشغول‌اند؛ بنابراین آموزش و فراگیری مهارت‌های بنیادین و ریزمهارت‌های زندگی چه در بستر آموزش‌های رسمی مقدماتی و عالی و چه خارج از آن به‌عنوان یکی از اولویت‌های راهبردی در کنار سایر عوامل مهم دخیل، می‌تواند شهروندان را در نیل به توانمندی‌های لازم برای عبور از موانع فرا راه یک زندگی مؤثر در دنیای پرشتاب امروزی یاری رساند.

Template Design:Dima Group

Back to Top